مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
294
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
گشن دهنده . » ( 15 : 22 ) پس خبر داد كه آنها گشن دهندهء درختان و زميناند . و خداى تعالى گويد : « و قوم عاد ، آنگاه كه باد سترون را بر ايشان فرستاديم » ( 51 : 41 ) . پس خبر داد كه بادهاى سترون ضد بادهاى گشن دهندهاند ، زيرا مايهء عذاباند و بادهاى گشن دهنده مايهء رحمتاند . از پيامبر به صحّت پيوسته است كه گفت : مرا به باد صبا يارى دادهاند و هلاك قوم عاد به باد پس پشت ( دبور ) بود . و باد جنوبى هر كجا بوزد ، خداى در پى آن بارانى خواهد فرستاد . و روايت كردهاند كه گفت : از بادها نوميد مباشيد كه آنها نفس رحماناند . مفسّران گفتهاند كه خداى افسردگى زمين و اندوه آفريدگان را با نفس باد از ميان بردارد بدان كه باران ببارد و هوا تازه شود . بعضى گفتهاند : باد نفس فرشتهاى است . و خداى داناتر است . و بادها بر چهار گونهاند : صبا ، جنوب ، شمال ، و دبور . گويند باد يكى است و اختلاف آن در جهت وزيدن است . باد صبا كه قبول است و بيرون آمدنگاه آن ميان دو مشرق است : مشرق تابستان و مشرق زمستان ، از مطلع ذراع تا مطلع سعد الذابح . و دبور بادى است كه در مقابل صباست . و بيرون آمدنگاه باد جنوب از ميانهء مشرق زمستان است تا مغرب زمستان و از مطلع سعد ذابح است تا مسقط عقرب . و باد شمال بادى است كه در مقابل باد جنوب است . و مطلعها يكصد و هشتادند . و مغربها نيز يكصد و هشتاد . هر مطلعى را بادى است و هر مغربى را بادى و اين بادها ، همه ، در درون اين چهار باد قرار دارند . و باد همان هواست عينا . و چون خداى در آن جنبشى ايجاد كند مىوزد و به حركت درمىآيد . و اكثر پيشينگان نيز بر اين عقيده بودهاند كه باد سيلان هواست . و برآنند كه وزيدن باد نتيجهء گذار خورشيد بر زمين است كه از آن بخار برمىخيزد . اگر بخار تر باشد مادّهء باران مىشود و اگر خشك باشد مادهء باد مىشود . و اين رواست كه خداى تعالى گذار خورشيد را علّتى از براى انگيزش بادها قرار دهد ، اگر بخواهد . همان گونه كه ابر را سبب باران ساخته است . در بعضى اخبار آمده است كه باد صبا از بهشت مىوزد و باد پس پشت ( دبور ) از دوزخ . و از حسن روايت شدهايم كه گفت : باد جنوب از بهشت بيرون مىآيد و از دوزخ مىگذرد و گرماى آن از آن سبب است و باد شمال از دوزخ بيرون مىآيد و بر بهشت مىگذرد و سردى آن از آنجاست . و خداى داناتر است . اگر مناسبت تمثيل ، استوار شود ، از تبعيض در امان خواهيم بود و چنان است كه به مردى فاضل بگويند از فرشتگان است يا به مردى شرير بگويند كه از شياطين است ، منظور در اينجا ، تشبيه است نه اينكه او از جنس آنهاست و از آنها . منجّمان برآنند كه علّت گرماى باد جنوب اين است كه ورزشگاه آن ، سرزمينهاى